بچه محله ی امام رضایوم
موره ببین که شروباصفایم بچه محله امام رضایوم زلزله یوم حادثه یوم بلایوم بچه محله امام رضایوم هر روز جمعه دل مبندم به پنجره طلاو ور مگردم کارو بارم ردیفه با خدایم بچه محله ی امام رضایم به مو بگو بیا قله قاف اصلا ما رو بذار همون جا علاف قرار مرار هرچی بگی مو پایوم بچه محله امام رضایوم دروغ مروغ نیس میون ما با هم الان به عنوان مثال تو حرم چند روز که تو نخ کفترایم بچه محله امام رضایوم چشم مورو گرفته چند تا کفتر گفته خورش چندتاش رو خواستی وردر الان دارم خادم ها رو میپایم بچه محله امام رضایوم کفترا رو که بردم از رو گنبد مرم مو از تو نخ رفت و آمد تو نقشه او گنبد طلایم بچه محله امام رضایوم گنبده نسبه شب مده به دستم او خودش گفته هر وقت بیای مو هستوم مایوم که قانع و بی ادعایوم بچه محله امام رضایوم وقتی میبینم توی عالم همه ازش میگیرن و میگن باز کمه گنبدشو اگه بده رضایم بچه محله امام رضایوم گنبد ومنبد نمی خوام با صفا سی ساله پای سفره ی ای آقا منتظر یک ژتون غذایوم بچه محله امام رضایوم |